بنام جاودان يكتاي هستي و نيستي
   امروز: جمعه 12 تير 1388  
    اگر تا بحال در آواي آرام ثبت نام نكرده ايد ، اكنون <<ثبت نام>> نماييد
<< ورود به سايت             

نام كاربري

كلمه عبور


کلمه عبور خود را فراموش کرده ايد؟ 
دوست ما اگر تا بحال ثبت نام نكرده ايد ثبت نام كنيد 


<<دفتر خاطرات           

براي گشودن دفتر خاطرات كليك كنيد



<<عضويت در خبرنامه                

لغو عضويت   عضويت

<<نظر سنجي            
<<دسترسي به ما            
: (Y! Chat (in Yahoo
AvayeAram

: Sobhan-S
info@sobhan.ir

: Niloofar-j
Niloofar@AvayeAram.net

: Mehdi-T
Gharibe@AvayeAram.net

: Azim-Sh
Mr_live@AvayeAram.net

: Mahyar-z
Mahyar@AvayeAram.net

<<شمارنده ها            

(كاربران آنلاين) Online Users
نفر

(شمارنده صفحه ) Page Counter
19545 بار


<<حمايت از آواي آرام          




 



Asp.Net Suport - SqlServer - MsAccess - Free Subdomain
Pop3 Email - Plesk 7.5 Control Panel ! - .IR Domain !

For more visit : WebData.ir

<< دلنوشت ها                  

 
دوشنبه 16 بهمن 1385  
سلام Ùˆ دو دلنوشت ....بعد از مدتهاااا لينك به اين مطلب
 

به نام خدا.

۱ــ دلنوشت اول : به ياد گذشته هاااا

سيب و بند ناف!

كسي مرا نمي زايد؟

كجايم من؟ در نطفه اي كه هنوز بسته نشده ؟ و يا حرامينه التهابي كه سر به شرم مي سايد...؟خالي ام از حس ميلاد. سراب موج نشانم مي دهي كه تا ناكجاهاي وجودم پر شود از عطش تشنه شدن؟گير كرده ام در رحم شهوت و تو در اين تاريكي سلامم مي دهي؟كيستي؟كه مرا به خود مي خواني...

من را سقط كرده اند و تو از بازگشت مي گويي....خوب يادم هست سيب بود و يا گندم كه پدرم خورد و مادرم مرا پس انداخت....شيطان گفته بود سيب سرطان هبوط مي آورد ، اما خدا پدرم را گول زد.و مادرم مرا سقط كرد.مانده ام بين فريب خدا و پند شيطان!

آهاي منم قابيل !كه خدا عشقم را به هابيل داد و حسرتش به من!مي گفت امتحان است !! صد رحمت به شيطان...كه بي آزمونم پذيرفت.

حالا خدا از چپ و شيطان از راست....اين ميلاد مي خواهد و آن يكي سقط....

و من به بند نافي بندم، كه در اين تاريكي مطلق

غذايم دهاد!

و من از گشنگي ...به

س...قط

مي انديشم!

پروردگارا....

كسي مرا خواهد زاييد؟

جز من.....

ØŸ

*******************************************

۲ـــ دلنوشت دو : سلام بعد از مدتها ... 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

انگار آب بركه يا مردابي باشد كه در يك ظهر خورشيدي،آرام آرام به جوش آمده … Ùˆ تو نفهميده اي( نيمه گرم شده اي ØŒ نفهميده اي ….گرم شده اي ،نفهميده اي...Ùˆ به ناگاه در اين تب تند شونده ÙŠ "روزمرگي"  تصعيد شده اي… بازهم نفهميده اي…)

مثل غرق شدن در آن بركه،در روزمرگي Ú¯Ù… شدم وحتا فرصتي نبود تا دستي به سر اين دوست قديمي بكشيم…دوستي كه از او Ùˆ با او بزرگ شدم ...تا اينك Ùˆ امروزي كه ديگر اينجا  كسي Ú†Ù‡ مي داند" سبحان "كه بوده Ùˆ مهدي (غريبه)Ú†Ù‡ مي نوشته Ùˆ "مهيار"نامي بوده كه زماني دور دلنوشت مي نوشته و…

              Ùˆ اينچنين بوده كه آواي آرام در پس لرزه هاي روزمرگي ما "بم"كنوني شده!

هرچه باشد پس از گذر از سنگلاخي ترين ترمهاي دانشگاه،برگشتيم تا ببينيم مي شود آواي آرام را مثل پيشترها ببينيم يا نه؟به هرحال هركه آواي آرامي است….يا علي.

پس نوشت!:

شما را به خدا در دفتر يادداشت پيام عاشقانه و … نگذاريد و براي اين مقصود از اقسام ،ايميل،نامه،كبوتر،دود و...استفاده كنيد!!!sms،

 

 

 

مهيار
:نوشته شده توسط

 
يکشنبه 28 آبان 1385  
لينك به اين مطلب
 

من از تو بهترم چون ...

هميشه با ورودم باعث شادي تو مي‌شم.
خيلي آسونه، فقط كافيه دندونام رو بهت نشون بدم
يا يه كم قلقلكت بدم.
بعضي وقتها هم كه سرما خوردي،دماغت رو ميكشم كه حسابي كيپ بشه و نتوني درست نفس بكشي.
يا ريشم رو به صورتت مي‌مالم...
هميشه يه راهي براي خندوندنت وجود داره فقط كافيه كمي فكر كنم، واز صميم قلب بخوام.
به همين راحتي ...
و مطمئنم بازم مي‌خندي ... و باز من عاشقتر از قبل مي‌شم...
به اين مي‌‌گن عشق...

راستي ،همه آدمها وقتي مي‌خندن اينقدر جذاب مي‌شن ؟؟؟

بيرنگ رضايي
:نوشته شده توسط

 
شنبه 24 تير 1385  
شبانه لينك به اين مطلب
 
آنگاه که غرور کسی را له می کنی،
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی،
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ،
آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،
آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ، می خواهم بدانم،دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟.
بسوی کدام قبله نماز می گزاری که دیگران نگزارده اند؟
بيرنگ رضايي
:نوشته شده توسط


 

مشاهده آرشيو ماهانه نوشته ها

 

<<جديدترينها               

نوشته شده توسط: مهــــدی داوطلب
تاريخ ارسال :
سه شنبه 9 تير 1388
نوشته شده توسط: مهدي داوطلب
تاريخ ارسال :
شنبه 6 تير 1388
نوشته شده توسط: bahar sharif
تاريخ ارسال :
جمعه 29 خرداد 1388
نوشته شده توسط: خدايي كه گدايي كرد
تاريخ ارسال :
چهارشنبه 27 خرداد 1388
نوشته شده توسط: مهدي داوطلب
تاريخ ارسال :
دوشنبه 25 خرداد 1388
نوشته شده توسط: خدايي كه گدايي كرد
تاريخ ارسال :
دوشنبه 25 خرداد 1388
نوشته شده توسط: خدايي كه گدايي كرد
تاريخ ارسال :
دوشنبه 25 خرداد 1388
نوشته شده توسط: خدايي كه گدايي كرد
تاريخ ارسال :
دوشنبه 25 خرداد 1388
نوشته شده توسط: خدايي كه گدايي كرد
تاريخ ارسال :
دوشنبه 25 خرداد 1388
نوشته شده توسط: خدايي كه گدايي كرد
تاريخ ارسال :
دوشنبه 25 خرداد 1388

ا 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ا

 


<<آلبومهاي اشعار             

::::::::::::: اشعار موزون ::::::::::::::
اشعار كلاسيك
اشعار نيمايي
اشعار سپيد
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
(اشعار ناموزون (موج نو
داستانهاي كوتاه
قطعات طنز

متون ادبي
شاعران ديگر
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::


<<دوستان              
 

 

© Copyright 2004- 2005
designed & developed by SoNi - All Right Reserved